سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي

446

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )

ودر اينجا چون زبير را در قصد افساد خلافت أبى بكر موافق شيعه ، وتابع جناب أمير ( عليه السلام ) يافته ، دست از تعظيم أو برداشته ، در پى اثبات جواز توهين وتحقير ، بلكه استحسان ، بلكه وجوب آن فتاده . اما آنچه گفته : اين فرق مبنى نيست مگر بر أصول شيعه . پس بهتانى است فضيح ، وافترايى است صريح ; زيرا كه هرگز شيعه زبير بن العوام را در وقتي از أوقات معصوم نمىپندارند . اما آنچه گفته : در اين قسم مفسده كه شراره‌هاى آن تمام مسلمين بلكه تمام دين را برسد . . . إلى آخر . پس كسى كه تتبع وتفحص كتب سير وتواريخ وكتب مناظره ومباحثه فريقين نموده ، بر أو ثابت ومتحقق است كه باني مباني مفاسد در اسلام عمر وأبو بكر واقران ايشان اند ، وفي الواقع شراره‌هاى مفاسد ايشان به تمام مسلمين ، بلكه به تمام دين رسيده ، واگر بيوت دنيوي ظالمان از احراق به نار محفوظ ومصون ماندند ، يقين است كه بيوت اخروى ايشان ، بلكه پيراهنهاى ايشان نيز به حكم ( قُطِّعَتْ لَهُمْ ثِيابٌ مِنْ نار ) ( 1 ) از آتش جهنم خواهد بود .

--> 1 . الحج ( 22 ) : 19 .